شما اینجا هستید

اجتماعی » انگشتری که از جنس ایثار بود

‍ انگشتری که از جنس ایثار بود

در امتداد جاده‌های خاکی مهران، جایی که خاک با اشک زائران آمیخته و آسمان با نغمه‌های لبیک یا حسین طراوت گرفته، اربعین تنها یک مناسک نیست؛ یک مکتب است. مکتبی که در آن، خدمت مسابقه است، بخشش فضیلت است، و ایثار، زبان مشترک همه دل‌ها.

دیشب، در پاسی از بامداد، در میان خستگی‌ها و شوق‌ها، یک زائر جوان از استاندار ایلام خواست انگشترش را به یادگار به او بدهد. شاید در نگاه اول، این صحنه ساده باشد. اما در دل آن، حقیقتی نهفته است که اربعین را از هر آیینی جدا می‌کند: بخشیدن، بی‌چشم‌داشت؛ دادن، بی‌انتظار بازگشت؛ و دیدن دیگری، نه به عنوان «دیگری»، بلکه به عنوان «خود».

استاندار، که فرمانده میدان خدمت در مرز مهران است، انگشترش را داد. نه از سر تشریفات، بلکه از سر فهمی عمیق از روح اربعین. اینجا، مقام‌ها رنگ می‌بازند و دل‌ها به صف می‌شوند برای خدمت. اینجا، هر دستی که دراز می‌شود، با مهربانی پاسخ می‌گیرد. و هر خواسته‌ای، اگر در مسیر عشق باشد، اجابت می‌شود.

اربعین، مظهر تمدنی است که در نقطه مقابل مکاتب مادی‌گرای سودمحور ایستاده. اینجا، سود شخصی معنا ندارد. اینجا، منفعت، در نادیده گرفتن منفعت خود است. اینجا، انسان به انسان نزدیک‌تر می‌شود، نه از راه قراردادهای اجتماعی، بلکه از راه دل.

در این مسیر، هر قدمی که برداشته می‌شود، هر لیوان آبی که داده می‌شود، هر انگشتری که بخشیده می‌شود، یک اعلام موضع است: ما از مکتب حسین آمده‌ایم. مکتبی که در آن، جان دادن برای حقیقت، شیرین‌تر از زیستن برای منفعت است./یاسر بابایی

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

بوتک نیوز | خبری | اخبار ایران | سیاسی | منطقه ای